نوشته ها
ابعاد و چرخه زندگی
خب خب همونطور که میدونید این دفتر برای توسعهي شخصیمون هستش و اکثر صفحات به صورتی طراحی شدن که ما رو آهسته آهسته به اون چیزی که میخوایم میرسونه.
چند صفحهای که در این پلنر به هم مرتبط هستن و مواردی که در این مطلب مطرح میشه رو براتون لیست میکنم:
اینها صفحاتی هستند که به پیشرفت ما در مسیر یک سال کمک خواهند کرد.
صفحهی " الان در هر کدوم از ابعاد زندگیم، کجا هستم؟"
level 10 life
قبل از هر چیزی باید بدونیم که زندگی یک انسان سالم شامل هفت جنبه میشه:
۱-سلامت عاطفی
۲-سلامت روانی
۳-سلامت جسمی
۴-سلامت معنوی
۵-سلامت اجتماعی
۶-سلامت شغلی
۷-سلامت فرهنگی
افرادی از سلامت کامل برخوردار هستن که به تمام این ابعاد سلامتی توجه کنند. اگر در جایی موردی از ابعاد زندگی رو شنیدید یا خوندید قطعا یکی از این جنبههای سلامتی یا زیرمجموعهای از اونهاست. بهعنوان مثال بعد خانواده و دوستان زیرمجموعهای از بعد سلامت اجتماعی هستش و همچنین بقیه ابعادی که تا به الان شنیدیم مثل بعد داراییهای مالی، بعد شغلی، بعد تحصیلی، بعد عاطفی و احساسات، بعد سلامت جسم، بعد سلامت روان و ذهن، بعد توسعه فردی و مهارتها، بعد ارتباطات اجتماعی، بعد عشق، بعد فرزند، بعد روابط جنسی، بعد احساس، بعد کمک به همنوعان، بعد یادگیری، بعد خلاقیت، بعد محیط زندگی و …
بررسی این ابعاد باعث میشه که بتونیم تمام بخشهای زندگی خودمون رو به صورت سرجمع از دور نگاه کنیم و زندگیمون رو در حالت تعادل نگه داریم.
برای این بررسی باید ابتدا مشخص کنیم که در زندگی ما کدوم ابعاد از همه مهمتر هستن و بعد بنویسیم که در هر زمینه در حال حاضر کجا هستیم. ابعادی که در این صفحهی پلنر نوشتهشدن ابعادی هستن که معمولا در چرخهی زندگی نوشته میشن اما ما میتونیم با توجه به اون چیزی که از خودمون و زندگیمون میخوایم این ابعاد رو تعیین کنیم. معمولا از بین ابعاد زندگی تعداد خاصی انتخاب میشن تا در طی یک سال مورد بررسی قرار بگیرند.
حالا چطور ابعاد زندگی خودمون رو تعیین کنیم؟
با استفاده از طوفان فکری، میتونیم تمام ابعاد و جنبههایی از زندگیمون رو که برای ما مهم هستن، بنویسیم و ۸ یا ۱۰ مورد رو برای تمرکز بیشتر انتخاب کنیم. ابعادی رو انتخاب میکنیم که برای ما در اولویت قرار دارن و میخوایم در این یک سال روی اونها وقت بذاریم و توسعهشون بدیم.
برای تعیین کردن این ابعاد میتونیم به موارد زیر فکر کنیم:
- به نقشهایی که در زندگی بازی میکنیم: بهعنوان مثال: شوهر/همسر، پدر/مادر، مدیر، همکار، عضو یک تیم، بازیکن ورزشی، رهبر جامعه یا یک دوست.
- زمینههایی از زندگی که برامون مهم هستن: بهعنوان مثال: هنر، نگرش مثبت، شغل، تحصیلات، خانواده، دوستان، آزادی مالی، چالش فیزیکی، تفریح یا خدمات عمومی.
- اولویتهامون: منعکسکنندهی مواردی هستن که در صدر جدول زندگیمون قرار دارن.
- میتونیم از ابعادی که نوشته شده استفاده کنیم: معمولا بیشترین مواردی که افراد انتخاب میکنند مواردی هستن که در این پلنر نوشته شده اما باز هم ما میتونیم با توجه به شخصیت خودمون و ابعادی که در بالا مطرح شده، اونها رو انتخاب کنیم.
حالا که ابعاد زندگیمون رو تعیین کردیم برای اینکه کیفیت زندگیمون رو در هر بخش بالا ببریم لازمه که اول با معنی دقیق هر بعد آشنا بشیم تا بتونیم در هر بخش بنویسیم در کجا قرار داریم و برای هر بخش تا به الان چه کارهایی انجام دادیم. در این بخش بعضی از ابعادی که مهم هستن رو براتون توضیح دادم.
بعد احساسات و عواطف:
یکی از مهمترین ابعاد، احساساتمون هستن. اگر احساسمون نسبت به چیزی یا کاری خوب نباشه نمیتونیم برای اون کار برنامهریزی و هدفگذاری کنیم پس تغییر در این بعد همهی ابعاد دیگه رو هم تحت الشعاع قرار میده. باید همیشه مراقب احساساتمون باشیم تا بتونیم در ابعاد دیگه هم پیشرفت کنیم.
این بعد به ما کمک میکنه که بتونیم احساساتمون رو بیان کنیم مثل بیان احساس شادی، غم و عصبانیت و در نهایت بتونیم با افراد ارتباط سالم برقرار کنیم.
عبور از هر مرحلهی زندگی احساساتی رو برای ما فراهم میکنه که باید اونها رو بشناسیم و باهاشون روبهرو بشیم. حتی باید به احساساتمون اجازه بدیم که درک و لمس بشن و نباید جلوشون رو بگیریم تا بتونیم برای هر کدوم از احساساتمون یک راهحل مواجهه، پیدا کنیم.
افرادی که از نظر عاطفی سالم هستن مواردی زیر رو در خودشون حس میکنند:
- خوشبینی
- عزتنفس
- پذیرش خودشون
- اشتراک احساسات
- مهارت مدیریت زمان
- مهارت مدیریت استرس
- کنار اومدن با استرس زندگی
- احساس مثبت در مورد زندگی
- آگاهی از نقاط قوت و ضعف
- شناخت بخشهای فردی
- و…
برای این بعد باید بنویسیم که در هر موردی که گفته شد کجا هستیم و آیا این مهارتها رو داریم یا نه.
احساسات روحی و عاطفی ما روی سلامت جسم و سلامت روان هم تاثیر میذارن پس باید علاوه بر احساسات روحی به حسهای جسمی و روانی هم توجه کنیم. اگر بخشی از بدنمون درد میکنه باید ببینیم علتش چیه، شاید آسیب روحی باعث این درد شده.
همچنین باید در این بعد بنویسیم که در حال حاضر برای مواجهه با هر حس چه روحی و چه فیزیکی، چه راهحلهایی برای خودمون داریم.
بعد سلامت روان و ذهن:
بیشتر افراد روان رو با احساسات اشتباه میگیرند و فکر میکنند که سلامت عاطفی همون سلامت ذهن هستش در صورتیکه سلامت روان به موارد بهداشت روان مثل توانایی فرد در استفاده از مغر و یا تفکرکردن یا مواردی مثل آلزایمر اشاره داره. فردی که از سلامت روان برخورداره مواردی مثل اعتماد به نفس، توانایی برقراری ارتباط با دیگران، توانایی تصمیمگیری و تفکر، توانایی حل مشکلات، توانایی برقرار آرامش، توانایی تفکر آگاهانه و… رو در خودش حس میکنه.
خب ما میتونیم در این بعد بنویسیم که در هر کدوم از این موارد کجا هستیم و آیا این تواناییها رو در خودمون میبینیم یا نه؟ باید ببینیم که چقدر برای آگاهی و سلامت فکر و ذهنمون وقت میذاریم.
بعد سلامت جسم:
باید بدونیم که تا به الان چه کارهایی رو برای سلامت جسم خودمون انجام دادیم. ببینیم که چه فعالیت فیزیکی انجام دادیم که باعث شده بهترین احساسات رو تجربه کنیم و بیشترین انرژی رو بدست بیاریم.
سلامت جسم یکی از عواملیه که در کیفیت زندگیمون تاثیر مثبت زیادی داره. توجه به سلامت فیزیکی بدنمون و رژیم غذایی که داریم تاثیر مستقیم روی احساساتمون داره. عادات غذاییمون رو بنویسیم، فعالیتهای بدنیمون رو در طی روز یادداشت کنیم اینکه چقدر از زمانمون رو صرف ورزش کردن میکنیم.
در این بخش همچنین باید بنویسیم که برای سلامت پوست، مو و صورتمون چه کارهایی انجام میدیم.
این روزها میزان استرس اکثر ما بالاست و بیشتر وقتمون رو پشت میز و سرکار میگذرونیم که این خودش باعث آسیب به فیزیک بدنمون میشه. باید تمام سعیمون رو به کار بگیریم و یک فعالیت فیزیکی برای خودمون دست و پا کنیم. میتونیم از باشگاهها و استخرها استفاده کنیم یا اگر هزینهی کلاسها بالاست از یوتیوب یا اپلیکیشنها استفاده کنیم.
پس در نهایت باید در این بخش بنویسیم که برای سلامت جسممون تا به الان چه کارهایی انجام دادیم.
بعد معنوی:
بیایید معنویت رو با مذهبیبودن اشتباه نگیریم. معنویت به این معنی نیست که ما مسلمون هستیم و باید نماز و قرآن بخونیم یا خدا رو بپرستیم. هر کسی با توجه به عقاید و تفکرات خودش تعریفی از معنویت داره. معنویت بیشتر به روح و درونمون برمیگرده.
سلامت معنوی شامل مجموعهای از باورها، اصول یا ارزشهایی میشه که به هدفمند بودن زندگیمون کمک میکنه. اینکه ما با توجه به چیزی که اعتقاد داریم عمل میکنیم یا نه. با توجه به تعریف معنویتی که برای خودمون داریم شکرگزار هستیم یا نه. باید در این بعد برای روح درونی خودمون وقت و ارزش قائل بشیم.
هدف این بعد آرامش روحمون هستش. اینکه بتونیم به ندای درون خودمون گوش بدیم و به آرامش برسیم، اینکه حس گناه و عذاب وجدان نداشته باشیم و به یک رضایت درونی از زندگی و عملکرد خودمون برسیم.
افرادی که از سلامت معنوی برخوردارن به اعتقادات خودشون پایبندن و یک شخصیت با ثبات و پایدار دارن و همچنین میدونن که ممکنه اعتقاداتشون با بقیه هم راستا نباشه و به اعتقادات دیگران احترام میذارن. باورها و عقاید هر فرد بعد معنوی و هویتش رو میسازه و این افراد همیشه امیدوار و متعهد به باورهای خودشون هستن.
در این بخش باید سعی کنیم با روحمون به صلح برسیم و با هم هم مسیر بشیم تا بتونیم تمام اعتقادات و باورهامون رو لیست کنیم.
بعد ارتباطات اجتماعی (خانواده، دوستان و اطرافیان):
سلامت اجتماعی شامل روابط سالمی میشه که براساس وابستگی متقابل، اعتماد و احترام با افرادی دیگه ایجاد میکنیم.
ارتباط اجتماعی برقرار کردن برای بعضی از افراد مثل آب خوردنه اما بر عکس برای یه سری از افراد سختترین کار دنیاست. در هر دو حالت مهمترین چیز پیدا کردن افراد مناسب و حفظ رابطهی با کیفیت با اونهاست. اینجوریه که میبینیم یه سری افراد یه عالمه دوست صمیمی دارن اما یه سری افراد حتی یک دوست هم ندارن.
صرف نظر از ارتباطات اجتماعی، ارتباط با خانواده و دوستان هم خوبیها و چالشهای خودش رو داره. به عنوان مثال زمانی که در خانواده دچار مشکل میشیم باید اونقدر به شناخت از خودمون رسیده باشیم که بدونیم چطور مشکل رو برطرف کنیم. دوستان و خانواده مهمترین بخش روابط اجتماعی هستن و زمانی که میخوایم این بخش رو تکمیل کنیم باید حتما به موارد زیر فکر کنیم:
باید بنویسیم که چقدر با خانواده وقت میگذرونیم، چقدر بهشون پیام میدیم، باهاشون زندگی میکنیم یا مستقل هستیم، چقدر بهشون کمک میکنیم، چقدر از روزمرگیهامون با خانواده صحبت میکنیم، چقدر با خانواده تفریح و سفر میریم و… البته توجه بیش از حد به خانواده میتونه به اندازهی بیتوجهی بهشون برامون مضر باشه.
برای دوستهامون هم مثل خانواده باید مواردی رو بنویسیم مثل اینکه چقدر باهاشون وقت میگذرونیم، چند تا دوست داریم، دوستای صمیمیمون چه افرادی هستن و دوستای عادیمون کیا هستن به عبارتی میتونیم دوستانمون رو غربال کنیم و حد و مرزهای خودمون تا به الان رو مشخص کنیم.
همه این موارد رو باید تا به الان بنویسیم تا کم و کاستیها کم کم مشخص بشن. هر زمان که کارهایی رو که برای ارتباطات اجتماعیمون انجام دادیم لیست کنیم مهارتهای ارتباطیمون خودشون رو نشون میدن و مشخص میشه که ما برای این بعد به اندازهی کافی وقت گذاشتیم یا کمکاری کردیم. متوجه میشیم که چطور روابطی ادامهدار و با کیفیت برقرار کنیم. در این بعد باید مهارتهایی مثل مهارتهای زیر رو یاد بگیریم:
- مهارتهای ارتباط موثر
- ایجاد صمیمیت با دیگران
- داشتن گروههای دوستی سالم
- به اشتراک گذاشتن استعدادها و مهارتهای خودمون
- به اشتراک گذاشتن افکار، احساسات و ایدههامون
بعد شغلی:
حس مفید بودن و اعتبار فردی چیزیه که همهی ما در زندگی به دنبالش هستیم و میتونیم این حس رو از حرفه و شغلمون بگیریم. اینکه بتونیم با استفاده از مهارتهامون خدمتی رو به دیگران ارائه بدیم و درآمدی داشته باشیم حس فوقالعادهای داره. همهی ما حداقل ۸ ساعت از ۲۴ ساعت شبانهروزمون رو درگیر کار هستیم پس باید محیط کارمون با اعتقادات، اهداف شخصی، سبک زندگی و باورهامون همخونی داشته باشه. پس اگر یک روز صبح با بدبختی از خواب بیدار شدیم تا سر کار بریم و حس خوبی از کارمون نداشتیم زمانش رسیده که در مورد تغییر کارمون یکم فکر کنیم. چون واقعا بخش اعظمی از زندگیمون رو مشغول اون شغل هستیم.
چون واقعا بخش اعظمی از زندگیمون رو مشغول اون شغل هستیم. نکته اینجاست که زندگی اونقدر کوتاهه که نمیشه عمر خودمون رو صرف کاری کنیم که حس خوبی ازش نمیگیریم. در بعضی موارد لازمه که کاری رو انجام بدیم که دوست نداریم برای اینکه بعدا بتونیم کاری رو انجام بدیم که دوست داریم این مسئله کاملا متفاوته.
در این بخش باید بنویسیم چه کارهایی تا به الان انجام دادیم و چه شغلهایی رو تجربه کردیم و چه خدماتی ارائه دادیم، آیا تعادل بین کار و زندگی شخصیمون رو تونستیم رعایت کنیم؟، آیا در محیط کار با همکارهامون ارتباط سالم داریم، محیط کارمون رو دوست داریم یا نه، بنویسیم که این کار تا به الان باعث رشد ما شده یا نه و در چه زمینههایی رشد کردیم. باید به همهی این موارد فکر کنیم و بنویسیم که در این بعد کجا هستیم. اما اگر شغلی ندارید باید متوجه بشید که چه کاری برای شما مناسبه، باید تحقیق کنید از مشاوره کمک بگیرید تستهای مختلف رو انجام بدین تا در نهایت برای شغل و حرفهتون بتونید تصمیم خوبی بگیرید. حتی مهارتها و علاقهمندیهای خودتون رو لیست کنید.
داراییهای مالی و حقوق:
بیایید واقعبین باشیم این روزها همه چیز به وضعیت مالی متصل شده و اگر وضعیت مالیمون خوب نباشه ذهنمون حسابی درگیره و نمیتونیم کاری از پیش ببریم. در نهایت روی حال روحیمون هم تاثیر میذاره. اکثر مواقع سخته که با واقعیت وضعیت مالی خودمون روبهرو بشیم. اما در نهایت یک واقعیت تلخ بهتر از یک دروغ شیرینه و مواجهه با واقعیت تلخ همیشه باعث میشه به فکر راهچاره باشیم و برای پیشرفت خودمون تلاش کنیم. پس باید وضعیت مالی فعلیمون رو واضح بنویسیم. اینکه چقدر بودجه داریم، چقدر سرمایهگذاری کردیم یا چه مقدار پسانداز داریم و چقدر حقوق میگیریم.
باید بدونیم چقدر ولخرجی میکنیم، چقدر پول خرج خوراک و پوشاک و مسکن و موارد ضروری میکنیم و چقدر از پولمون صرف موارد غیرضروری میشه و از این دست مسائل…
توسعه فردی و مهارتها:
توجه به این بخش میتونه به پیشرفتمون در همهی ابعاد کمک کنه و باعث تغییرات عجیبی در ما بشه. همینقدر که شما تا اینجای مطلب رو خوندید و برای خودتون پلنر دارید این یعنی به این بعد اهمیت میدید. تلاش برای این بخش از بقیهی بخشها انرژی بیشتری رو لازم داره. یادگیری مهارتهای فردی، کاری و همچنین تسلط روی اونها مثل مهارتهای نرم و مهارتهای سخت، همگی باعث بهتر شدن زندگی ما میشن.
باید در این بخش مهارتهای فردی و مهارتهای مرتبط با کار و علایقمون رو لیست کنیم.
باید ببینیم از بین مهارتهای نرم و سخت ببینیم چه مواردی رو تا به الان یاد گرفتیم، اینکه در حوزههای مورد علاقهمون چقدر کتاب میخونیم، فیلم میبینیم، پادکست گوش میدیم و یا چقدر برای زندگیمون برنامه و هدف داریم. باید حسابی خودمون رو بشناسیم و با اساتید مشورت کنیم. در کل باید بنویسیم که چه چیزهایی تا به الان باعث رشد شخصیتی و مهارتهامون شده.
بعد تفریح:
این روزها همه درگیر مشغلههای مختلف زندگی هستیم و وقت کمی برای تفریح داریم و امیدوارم این بخش بتونه به من و شما کمک کنه تا وقت بیشتری برای تفریح و سرگرمیهای خودمون بذاریم. این بخش فقط و فقط اختصاص داره به تمام چیزهایی که ما دوست داریم و از انجام دادنش لذت میبریم. تفریحاتمون رو لیست کنیم.
بنویسیم که برای تعطیلات چه برنامههایی داریم، برای کارهایی که دوست داریم داوطلب میشیم یا نه، تفریحاتمون چه چیزهایی هستن؟ کتاب خوندن رو دوست داریم یا فیلم دیدن رو. دوست داریم قدم بزنیم یا برقصیم. چقدر آهنگ گوش میدیم.
لیست تمام کارهایی که حالمون رو تا به الان خوب نگه داشته رو بنویسیم. باید حتما برای این بخش زمانی رو در نظر بگیریم در غیراینصورت ذهن و روح ما رو تحت والشعاع قرار میده و باعث فرسودگی ما در مسیر زندگی میشه. این ما هستیم که انتخاب میکنیم در زمان آزاد خودمون چه کارهایی رو انجام بدیم.
بعد عشق:
منظور از عشق، عشق ماورایی لیلی و مجنون نیست. منظورمون داشتن یک رابطهی سالمه که حال دلمون خوب باشه.
باید بدونیم که برای عشق میخوایم چه برنامهای بریزیم. باید بدونیم که در حال حاضر در چه وضعیتی قرار داریم. وارد یک رابطهی عاطفی شدیم؟ از یک رابطهی عاطفی خارج شدیم؟ در رابطهی عاطفی خاصی نیستیم و نمیخواین رابطهای داشته باشیم؟ منتظر فرد مورد نظر هستیم؟ و… باید دقیق مشخص کنیم که در چه وضعیتی هستیم تا بعد بتونیم برای این زمینه هدف مشخص کنیم. نکتهای که در این بعد مهمه این هستش که یک رابطهی سالم رو یاد بگیریم.
باید بدونیم که چه مسئولیتهایی داریم، باید به چه شکل رفتار کنیم، خط قرمزهای ما در یک رابطه چه چیزهایی هستن، باید بدونیم که چطور یک رابطه رو باید شروع کنیم و ادامه بدیم و چطور اون رو حفظ کنیم. اینها مواردی هستن که در هیچ مدرسه و دانشگاهی به ما آموزش داده نشده و شاید بیشتر ماها در این بعد ضعیف هستیم چون با مهارتهای ارتباطی آشنایی کمی داریم. برای اینکه بدونیم در این بخش چه مواردی بنویسیم بهتر هستش که کتابهای مختلف بخونیم و حتی از مشاورها کمک بگیریم.
بعد سلامت فرهنگی:
ما در این بعد، باید از پیشینه فرهنگی خودمون و تنوع موجود در دیگر فرهنگها آگاه باشیم. سلامتی فرهنگی مستلزم درک، آگاهی و احترام ذاتی به جنبههای مختلف تنوع فرهنگیه.
فردی که از نظر ابعاد سلامت فرهنگی سالم هستش مواردی مثل مذهب، جنسیت، نژادها و قومیتها رو میپذیره.
حالا که با هر بعد از ابعاد زندگی آشنا شدیم باید ۸ یا ۱۰ مورد رو انتخاب کنیم و در تیتر هر بخش از این صفحه بنویسیم. بعد در هر بخش بنویسیم که در هر بعد کجا قرار داریم و تا به الان برای هر بعد از زندگی خودمون چه کارهایی رو انجام دادیم. باید کاملا اونچه که الان هستیم رو بشناسیم و بپذیریم.
انجام این کار به ما کمک میکنه تا بفهمیم به کدوم بخشهایی از زندگیمون بیشتر توجه داشتیم و عالی عمل کردیم و کدوم بخشها نیاز به توجه بیشتری دارن.
Goals
اهدافمون باید جز ارزشهامون باشند. چشمانداز و تصویری که از زندگیمون داریم خیلی مهمه. صفحهی بعد از ابعاد زندگی، صفحهی اهداف هستش. ما در این صفحه همون ابعادی رو داریم که در صفحهی قبل برای خودمون مشخص کردیم. حالا وقت اون رسیده که اهداف خودمون رو برای امسال در هر زمینه از زندگی در نظر بگیریم. باید بنویسیم که میخوایم برای هر بعد از زندگی چه کارهایی رو امسال انجام بدیم و چه اهدافی داریم.
فقط باید قبل از نوشتن اهداف در هر بعد دوباره با کمک طوفان فکری، روی یک برگه به صورت جداگانه، لیستی از تمام چیزهایی که میخوایم بهشون برسیم رو بنویسیم. اینکه چه کارهایی رو دوست داریم انجام بدیم؟ چه چیزهایی رو اگر در دنیا تجربه کنیم خوبه؟ چه چیزهایی رو تجربه نکردیم و حسرتش رو میخوریم؟ چه کارهای تاثیرگزاری رو میخوایم انجام بدیم؟ چه کارهایی رو دوست داریم انجام بدیم؟
همه رو مینویسیم و بعد برای امسال با توجه به منطق و آگاهیمون و مواردی که در ادامه گفته میشه برای هر بعد از زندگی اهدافی رو از این لیست انتخاب، اصلاح و تقویتشون میکنیم تا در هر زمینه از زندگی بتونیم لیستی از اهداف آگاهانه و درست داشته باشیم. پس بیایید دست به قلم بشیم و اهداف امسالمون رو لیست کنیم.
فقط به این نکته توجه داشته باشیم که قرار نیست برای هر بعد از زندگی بترکونیم و قرار نیست برای هر بعد کلی هدف قرار بدیم. واقعبین باشیم چون واقعا زمان ما کوتاه هستش و شاید در این بازهی یک ساله از زندگیمون اولویت یک بخش برای ما بیشتر از بخشهای دیگه باشه. باید هم واقعبین باشیم و هم از بقیهی ابعاد غافل نشیم.
هدفگذاری به روش smart:
بیایید با یکی از روشهای هدفگذاری که احتمالا زیاد هم شنیده باشید بیشتر آشنا بشیم. هدفگذاری smart رو میخوایم با هم مرور کنیم. اهدافی که در هر بخش مینویسیم باید خصوصیات زیر رو داشته باشند.
Time-bound
به معنای بازهی زمانی
Relevant
به معنای مرتبط
Achievable
به معنای قابل دستیابی
Measurable
به معنای قابل اندازهگیری
Specific
به معنای واضح و شفاف
به تازگی عدهای از محققین بیان کردن که هدفگذاری باید smarter باشه به عبارتی E رو اول حرف کلمهی Evaluated، به معنای ارزیابی شده و حرف R رو اول حرف کلمهی Reviewed، به معنای بازنگری شده در نظر میگیرند.
با کمک این هدفگذاری میخوایم به عنوان مثال اهداف بعد سلامت جسم رو بنویسیم.
وقتی میگیم یک هدف باید Specific باشه یعنی چی؟
یعنی ما باید اون هدف رو برای خودمون واضح و شفاف بیان کنیم و بدونیم که دقیقا هدفمون چه چیزی هستش. به عنوان مثال اگر در بعد سلامت جسم بنویسم که میخوام امسال بدن سالمتری داشته باشم این یک هدف واضح و شفاف نیست. باید بدونم منظورم از سلامتی دقیقا چیه؟ میخوام چه کارهایی رو امسال برای سلامتیم انجام بدم. بهتره اینها رو بنویسم که:
- میخوام امسال آزمایش چکآپ بدم.
- میخوام کلاس بدنسازی برم.
- میخوام وزن کم کنم.
- میخوام مواد غذایی سالمی مثل سبزیجات و میوهها رو به برنامه غذاییم اضافه کنم.
- میخوام قرصهای تقویتی بخورم.
اما این هنوز تکمیل نیست…
وقتی میگیم اهدافمون باید Measurable باشه این یعنی چی؟
اهداف باید قابلاندازهگیری باشند و ما بتونیم به مرور زمان اونها رو اندازهگیری کنیم. پس بیایید موارد بالا رو تقویت کنیم. اینکه بگیم میخوام وزن کم کنم درست نیست باید ببینیم توانایی دارم در هر ماه چقدر وزن کم کنم و بعد براساس تواناییم یک عدد مشخص کنم. با استفاده از اعداد و ارقام هست که ما میتونیم در آخر سال خودمون رو بسنجیم.
- میخوام امسال سه تا آزمایش چکآپ بدم.
- میخوام کلاس بدنسازی رو برای پنج روز در هفته ثبتنام کنم.
- میخوام هر ماه ۱۰ کیلوگرم وزن کم کنم.
- میخوام دو نوع سبزی رو به وعدههای غذاییم اضافه کنم و ۵ عدد میوه صبح و ظهر و عصر میل کنم.
- میخوام یک عدد قرص تقویتی multidaily، یک عدد wllwoman و یک عدد hair vit بخورم.
این شکل نوشتن اهداف هنوز تکمیل نیست…
بابا آخه این همه چه خبرهههه…
وقتی میگیم یک هدف Achievable باشه یعنی چی؟
اهدافمون باید واقعبینانه و قابلدستیابی باشند. قابلدسترسی بودن به این معنی نیست که اهداف رو جوری بنویسیم که سریع و راحت و آسون بهشون برسیم اتفاقا اهدافمون باید ما رو به چالش بکشن. باید ببینیم توانایی ما تا چه حدی هستش و اهداف رو یکم بیشتر از اون تواناییمون در نظر بگیریم تا به چالش کشیده بشیم.
این بخش بیشتر به این معنی هستش که باید زمان و انرژی خودمون رو در نظر بگیریم. باید بدونیم که ما یک آدم هستیم با کلی مشغلهی ذهنی و دغدغه و قرار هستش که به آدم ایدهآل خودمون در امسال نزدیکتر بشیم نه اینکه خودمون رو اذیت کنیم. دقت کنید که فقط همین یک بعد نیست و ما قرار هستش که برای تمام ابعادی که نوشتیم هدفگذاری کنیم پس باید ببینیم زمان و انرژی کافی رو داریم یا نه؟
مثلا اگر ورزش کردن اولویت اول زندگی ما باشه و زمان این رو داشته باشیم که پنج روز در هفته کلاس بریم خب این هدف درسته اما اگر وقت نداریم اینقدر ماورایی برنامه نریزیم. اگر شما یک ورزشکار حرفهای باشید و هدف شما مسابقات هست این هدف باید در بخش مهارتها یا شغل شما قرار بگیره و باید تایم خیلی زیادتری به اون اختصاص بدید. اما در حالت عادی اگر وقت کمتری دارید باید قابل دستیابی برنامه بریزید به عنوان مثال دو یا سه روز در هفته به باشگاه برید.
یا مثلا برای وزن کمکردن با خودمون فکر کنیم که در هر ماه چه میزان میتونیم وزن کم کنیم به عنوان مثال ۵۰۰ گرم. حالا برای اینکه خودمون رو به چالش بکشیم اون رو به یک کیلو یا ۷۰۰ گرم تغییر میدیم. پس با توجه به توانایی و وقتمون میتونیم در سال ۱۲ کیلو کم کنیم نه بیشتر. ماهی ۱۰ کیلو وزن کمکردن هم یک عدد نجومیه هم به سلامتمون آسیب میرسونه.
بیایید اهداف رو اصلاح کنیم:
- میخوام امسال یک آزمایش چکآپ بدم و با توجه به آزمایش چکآپ قرص مصرف کنم.
به عنوان مثال میخوام یک عدد قرص تقویتی multidaily و یک عدد قرص برای افزایش رشد موی سرم مصرف کنم. - میخوام کلاس بدنسازی رو برای دو روز در هفته ثبتنام کنم.
- میخوام هر ماه یک کیلو وزن کم کنم.
- میخوام دو نوع سبزی در وعده ناهار و یک عدد میوه در روز میل کنم.
اهدافمون باید به اندازهای تعیین بشن که حس کنیم با تلاش و کوشش میتونیم امسال بهشون برسیم.
وقتی میگیم اهدافمون باید Relevant باشن ینی چی؟
باید اهدافمون از دغدغهها و ارزشهای زندگیمون نشات بگیره و با بقیهی اهدافمون سازگاری داشته باشه.
شاید ما به دلایل زیر در هدف هامون شکست میخوریم:
– شاید هدفی که تعیین کردیم دغدغهی اصلی زندگی ما نیست.
– شاید داریم چشم هم چشمی میکنیم و صرفا چون بقیه افراد دارن انجامش میدن ما هم میخوایم اون رو انجام بدیم.
-شاید یک فرد دیگه این هدف رو برای ما تعیین کرده و بهمون تحمیل شده.
– شاید هدف ایدهآلی هستش که فقط دوست داریم انجامش بدیم اما از ته ته قلبمون به انجام دادنش ایمان نداریم.
باید زمان نوشتن هدفهامون، حتما مراقب این تلهها باشیم.
یه جایی خوندم که نوشته بود:
“خیلی از افراد یک هدفی رو خیلی دوست دارن به عنوان مثال دلشون میخواد موزیسین بشن، یک پیانیست حرفهای، اونها فقط دوست دارن که پیانیست بشن اما اونها رنج و تمرینات یک پیانیست خفن رو در نظر نگرفتن و اون رنج رو دوست ندارن. اونها فداکردن یکسری از چیزها برای رسیدن به یک پیانیست حرفهای شدن رو دوست ندارن. اونها به مسیر رسیدن به هدف فکر نکردن و مسیر رو دوست ندارن و فقط مقصد رو دوست داشتن پس نتیجه این میشه که هیچ وقت پیانیست نمیشن و ناامیدی میاد سراغشون.”
اگر بدن سالم دغدغهی شماست اگر وزن زیاد دغدغهی شماست و اگر مسیر و تلاشهایی که افراد برای کمکردن وزنشون انجام دادند رو دیدید و پذیرفتید و دوست دارید شما هم این مسیر رو طی کنید، پس قطعا به این هدف میرسید.
آگاهانه ببینیم در مسیر رسیدن به هدفی که دغدغهمون هست چه کارهایی رو باید انجام بدیم و اهدافمون اصلاح کنیم:
- میخوام امسال یک آزمایش چکآپ بدم و با توجه به آزمایش چکآپ قرص مصرف کنم.
به عنوان مثال میخوام یک عدد قرص تقویتی multidaily و یک عدد قرص برای افزایش رشد موی سرم مصرف کنم. - میخوام کلاس بدنسازی رو برای دو روز در هفته ثبتنام کنم و با یک مربی مشورت کنم.
- میخوام هر ماه یک کیلو وزن کم کنم.
- میخوام دو نوع سبزی در وعده ناهار و یک عدد میوه در روز میل کنم. از طرفی میخوام یک رژیم غذایی درست از متخصص در راستای کمکردن وزنم بگیرم.
تا زمانیکه هدفمون رو به عنوان یک نیاز نپذیرفته باشیم، چنین هدفی برامون Relevant نیست و احتمالاً بعداً هم انگیزهای برای پیگیریش نخواهیم داشت.
وقتی میگیم هدف باید Time-bound باشه یعنی چی؟
این بخش خیلی راحته و باید برای اهداف خودمون یک بازهی زمانی تعیین کنیم. اگر اهداف ددلاین نداشته باشند انجام نمیشن. باید مشخص کنید که در چه زمانی و به چه شکلی به این هدف میرسید.
پس بیایید اهداف را برای بار آخر اصلاح کنیم: 🙂
- میخوام در تاریخ ۲۰ فروردین امسال به دکتر مراجعه کنم و یک آزمایش چکآپ بدم و با توجه به آزمایش چکآپ قرص مصرف کنم. به عنوان مثال میخوام یک عدد multidaily و یک عدد قرص برای افزایش رشد موی سرم در هر روز به مدت ۶ ماه مصرف کنم.
- میخوام کلاس بدنسازی رو برای دو روز در هفته به مدت یک سال ثبتنام کنم و با یک مربی در تاریخ ۵ اردیبهشت مشورت کنم.
- میخوام هر ماه به مدت یک سال، یک کیلو وزن کم کنم.
- میخوام دو نوع سبزی در وعده ناهار و یک عدد میوه در روز به مدت سه ماه میل کنم. از طرفی میخواهم یک رژیم غذایی مطابق شرایطم از متخصص در راستای کم کردن وزنم برای یک ماه اول شروع کلاسها بگیرم و هر ماه رژیمم رو آپدیت کنم.
بعد از پایان هر بازهی زمانی میتونیم عملکرد خودمون رو بسنجیم و بعد برای بازهی زمانی بعدی برنامهریزی کنیم.
- هدف باید به صورت مثبت و با حال استمراری بیان بشه. به این صورت که بنویسیم: من در حال کم کردن یک کیلوگرم وزن در هر ماه به مدت یک سال، هستم.
- هدف باید ارزشمند و درونی باشه.
ایدهآلگرا و عجول نباشیم
- نباید در راه رسیدن به هدفی انتخاب میکنیم، به دیگران احتیاج داشته باشیم.
- تغییراتی که این اهداف روی زندگی ما قراره ایجاد کنند رو باید بشناسیم و بپذیریم.
صفحهی چرخه زندگی (در بخش ماهانه)
wheel of life
حالا میخوام یک ابزار بهتون معرفی کنم تا بهتر بتونید خودتون رو ارزیابی کنید. شاید تا به حال به افرادی برخورد کرده باشید که از لحاظ مالی بسیار سطح بالایی دارن و تمام زندگی خودشون رو صرف کار کردند اما زمانی که ازشون میپرسیم: “حال دلت چطوره؟” با کمی تعلل پاسخ میدن:” ای کاش زمان بیشتری برای خانواده و دوستان در نظر میگرفتم یا اینکه به ورزش و جسمم بیشتر رسیدگی میکردم و از این قبیل پاسخها. شاید اصلا با فردی مواجه بشید که تمام عمر خودش رو درگیر درس خوندن بوده و بقیهی ابعاد زندگی رو بیخیال شده.
همهی اینها نتیجهی بیتوجهی افراد به چرخه زندگی هستش. چیزی که شاید در طول روز زیاد دربارش بشنویم اما به صورت جدی روی اون وقت نذاشتیم. شاید این دعا رو از قدیمیترها شنیده باشید: “انشالله چرخ زندگیت بچرخه.” تا حالا شده بهش فکر کنید که چرا اینو میگن؟؟ این همون چرخ زندگیه که میخوایم با هم یاد بگیریم.
چرخه زندگی چیه؟
چرخه زندگی یکی از ابزارهایی هستش که به ما کمک میکنه تا تعادل زندگیمون رو حفظ کنیم. با رسم یک شکل به سرعت مشخص میشه که به کدوم ابعاد زندگیمون توجه بیشتری کردیم و فعالیتمون در کدوم بعد کمتر بوده.
گاهی اوقات اینقدر زندگی شلوغ میشه که بقیه زمینههای زندگیمون یادمون میره. مثلا اگر بخوایم یک پایاننامه بنویسیم اینقدر این مسئله ذهن و وقت ما رو درگیر میکنه که یکهو به خودمون میاییم و میبینیم زندگیمون از تعادل خارج شده، اینجا همون جاییه که با کمک چرخه زندگی میتونیم یک دید هلیکوپتری به زندگی خودمون داشته باشیم و دوباره به حالت تعادل برگردونیمش.
در چرخهی زندگی باید همون ابعادی رو بنویسیم که در مراحل قبل انتخاب کردیم که امسال روی اونها تمرکز بیشتری داشته باشیم.هر فرد میتونه ۸ یا ۱۰ بعد رو روی دایره بنویسه و بهشون امتیاز بده. در تصویر زیر این چرخ رو مشاهده میکنید.
همونطور که میبینید چون این ابعاد زندگی روی یک دایره نوشته میشن بهش میگن چرخه زندگی. این چرخ زمانی میچرخه و زندگیمون، نرماله که بتونیم تعادل رو بین همهی ابعاد زندگی رعایت کنیم و شکلی که رسم میشه به دایره نزدیک بشه. اگر در یک بعد یا حتی چند بعد ضعیف عمل کنیم یک جای کار میلنگه.
در تصویر زیر چرخ زندگی فردی رو میبینید که به ابعاد زندگی خودش امتیاز داده و اون رو رسم کرده.
ما باید تلاش کنیم که به امتیازهای خوبی برسیم تا طرحی که میکشیم به شکل دایره نزدیکتر باشه. اما همیشه باید به این مسئله توجه کنیم که یک زندگی متعادل به این معنی نیست که در هر حوزه زندگی امتیاز کامل بگیریم. باید سعی کنیم امتیاز همهی ابعاد رو نزدیک به هم نگه داریم تا یک دایره داشته باشیم. با تمام این مسائلی که گفته شد به دلیل اولویتهای زندگی باز هم برخی از زمینهها در یک بازهی زمانی خاص نیاز به توجه و تمرکز بیشتری نسبت به بقیه دارن. چون زمان و انرژی ما محدوده.
چطور چرخه زندگی رو رسم کنیم؟
کاری که باید انجام بدیم اینه که با توجه به مواردی که در صفحهی “الان کجا هستم؟” نوشتیم خودمون رو همین جایی که هستیم تصور کنیم و به هر بعد امتیاز بدیم (امتیاز دادن رو در ادامه براتون میگم) و چرخ زندگیمون رو با یک رنگ دلخواه رسم کنیم.(میتونیم از صفحهی چرخهی زندگی در ماه اول این پلنر استفاده کنیم).
بعد باید طبق مواردی که در صفحهی اهداف امسال نوشتیم خودمون رو به عنوان کسی که آخر سال به تمام اهدافش رسیده تصور کنیم و با این فکر، دوباره به هر زمینه از زندگی خودمون امتیاز بدیم و چرخه زندگی رو دوباره اما با یک رنگ دیگه رسم کنیم.
حالا ما یک نمایش بصری از تعادل زندگی فعلی و تعادل زندگی ایدهآل خودمون در آخر سال داریم. باید ببینیم چقدر و چند امتیاز با آخر سال تفاوت داریم و شکافها کجاست؟
باید تفاوت امتیاز فعلی و ایدهآلمون رو بالای هر بعد روی دایره بنویسیم. زمینههایی که عدد شکاف بیشتر هستش بخشهایی از زندگیمون هستن که نیاز به توجه بیشتری دارن و برای اونهایی که عدد تفاوت زیاد نیست متوجه میشیم که با کمی تلاش میتونیم به سطح ایدهآل خودمون برسیم و این فوقالعادهست. 🙂
تست چرخه زندگی:
برای امتیاز دادن و رسم چرخهی زندگی دو حالت داریم.
روش اول:
اینکه کاملا حسی طبق مواردی که در هر بعد نوشتیم از یک تا ده به خودمون نمره بدیم و به اندازهی هر امتیاز برای هر بعد دایرهها رو رنگ کنیم. به عنوان مثال اگر به بعد سلامت جسم امتیاز ۴ رو میدیم باید روی چرخهی زندگی در این بعد ۴ خط رو رنگ کنیم.
بعد همین کار رو باید برای اهداف امسال انجام بدیم و چرخ زندگی رو رسم کنیم تا تفاوتها مشخص بشن.
این راه کاملا حسی و براساس نظر خودمون نسبت به خودمونه و هر ماه هم برای رسم چرخه زندگی میتونیم براساس کارهایی که در هر بعد لیست کردیم و تیک خوردن یا تیک نخوردن به خودمون امتیاز بدیم و چرخ رو رسمش کنیم.
روش دوم:
این روش انجام تست چرخهی زندگی هستش که ما میتونیم اون رو در سایتهای خارجی و ایرانی مختلف انجام بدیم. من در این مطلب یک نمونه از تست چرخهی زندگی رو براتون گذاشتم و نوع امتیاز دهیش رو هم توضیح دادم که میتونید به صورت رایگان دانلودش کنید.
مواردی که باید در چرخه زندگی بهشون توجه کنیم:
۱.تعادل کلی روی چرخ به اندازهی پیشرفت هر بعد اهمیت داره. به این معنی که فقط برای ارتقادادن یک یا دو بعد که در اونها ضعیف هستیم تلاش نکنیم بلکه باید تلاش. کنیم در کنار رشد هر بعد تعادل رو در کل ابعاد حفظ کنیم تا چرخ زندگیمون به شکل دایره یا چرخ نزدیک بشه.
۲. میتونیم هر ماه این چرخه رو بررسی کنیم و اون رو برای خودمون رسم کنیم و روی یک یا دو بعدی که ضعیف هستیم در ماه کار کنیم تا ارتقا پیدا کنند و باز ماه بعد، بعد دیگهای رو انتخاب کنیم. میتونیم برنامهریزی خودمون رو بلندمدت (سالانه) یا کوتاهمدت (ماهانه) در نظر بگیریم این هدفگذاری کاملا بستگی به خودمون داره.
۳. پاسخدادن به سوالات تست کاملا به موقعیت اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و… ما بستگی داره. شاید برای فردی درآمد یک میلیون تومان در ماه امتیاز بالایی بگیره اما برای یه فرد دیگه این درآمد امتیاز خیلی پایینی داشته باشه. پس فقط به خودمون و واقعیت زندگیمون توجه کنیم.
صفحهی "این ماه برای هر بعد از زندگیم میخوام چه کاری انجام بدم؟" (در بخش ماهانه)
دوباره برمیگردیم به بحث اهداف که در بالا مطرح شد. من با دو مورد ارزیابی و بازنگری که به روش smart اضافه شدن، خیلی موافقم. تا زمانی که ما خودمون و اهدافمون رو ارزیابی نکنیم متوجه نمیشیم که چقدر پیشرفت کردیم و همچنین اگر اهدافمون رو بازنگری نکنیم اصلا یادمون میره که اول سال چه اهدافی رو تعیین کردیم.
میتونیم برنامهریزی، ارزیابی و بازنگری اهداف رو با کمک این صفحه از پلنر و صفحهی چرخهی زندگی در هر ماه انجام بدیم. البته که تمام صفحات این پلنر برای دستیابی به اهدافمون طراحی شده. به عنوان مثال صفحهی ورزش در هر ماه قرار داره، تا ما هر ماه وضعیت جسمی خودمون رو ارزیابی کنیم. همچنین میتونیم میزان قرص یا آب که در هر روز مصرف میکنیم رو بررسی کنیم. حتی میتونیم اهداف سالانه رو به اهداف کوچکتر در هر ماه تقسیم کنیم و اون رو در ردیاب عادتها بررسی کنیم. پس تمام این دفتر برای ارزیابی و بازنگری عملکردمون در سال طراحی شده که کم کم با هر صفحه آشنا میشیم.
اما این صفحه:
هر ماه باید به صفحهی اهداف سالانهی خودمون یک نیمنگاهی بندازیم و بازنگری داشته باشیم و بعد با استفاده از این صفحهی ماهانه میتونیم بنویسیم که چه مواردی رو در راستای اهداف سالانهمون در این ماه میخوایم انجام بدیم. پس در هر بعد یک لیست دقیق از کارها رو مینویسیم و در لیست کارهای ماه و ردیاب عادتها هم حواسمون بهشون هست که ارزیابیشون کنیم.
در آخر هر ماه در هر بعد مواردی که نوشتیم رو چک میکنیم که ببینیم کدوم مورد انجام شده و تیک خورده و کدوم مورد انجام نشده و خط خورده. بعد میتونیم از ۱ تا ۱۰ به خودمون امتیاز بدیم و در مربعهای کنار هر بعد امتیازات رو وارد کنیم. با کمک امتیازدهیها میتونیم در صفحهی چرخ زندگی، چرخ ماهانهمون رو رسم کنیم و با چرخ ماه اولمون مقایسه کنیم و ببینیم چقدر داریم به ایدهآلمون نزدیکتر میشیم.
صفحهی"آخر سال در هر بعد از زندگی کجا قرار گرفتم؟" (در بخش سالانه)
در آخر سال میتونیم مواردی رو که در صفحهی اهدافسالانهمون نوشتیم با کمک این صفحه، جمعبندی کنیم و یک دید کلی از عملکرد سالمون داشته باشیم.
سعی کردم همهی موارد مرتبط با هم رو در یک مطلب بگم که انسجام داشته باشه و ذهنتون مرتب باشه. به ترتیب مراحل رو پیش برین امیدوارم که براتون مفید باشه و به توسعهی شما کمک کنه.